موقعیت جغرافیاییشهرستان خوی با وسعتی بالغ بر ۵۵۴۸ کیلومتر مربع در شمال غربیترین نقطهٔ ایران و آذربایجان و در مرز کشور ترکیه واقع شدهاست. فاصله آن از تهران ۷۸۰ و از تبریز ۱۶۵ کیلومتر بوده و جاده ترانزیتی ایران- اروپا از ۳۰ کیلومتری آن عبور میکند. شهر خوی در دشتی وسیع و محصور در بین کوههای سر به فلک کشیده واقع شده و به همین جهت نیز به «خوی چوخورو» مشهور گشتهاست. بلندترین کوه آن «اورین» (در زبان ترکی به معنی اژدها، بزرگ و باعظمت میباشد.) با ارتفاعی بیش از ۳۶۵۰ متر چون مادری سپید قبا شهر را در آغوش کشیده و با رودخانهها و چشمههای جوشانش آب حیات را در رگهای او به جریان انداختهاست. «قوتور»، «آغچای» و «قودوقبوغان» از مهم ترین رودخانههای آن هستند که دشت حاصلخیز خوی به برکت پرآبی آنها سالیان سال است با طراوتی دل انگیز عاشقان زیبایی و سر سبزی را چون دلفریبی ماهرو به سوی خود میکشد. آب و هوای آن کوهستانی است و هر ساله زمستانهایی سخت سرد و برفی، بهارانی عطرناک، تابستانهایی ملایم و گاه معطوف به گرمی و پاییزهایی رنگارنگ و هزار رنگ چهرهای چهار فصل به منطقه میبخشند. جمعیت آن نزدیک نیم میلیون نفر است که بیش از ۶۰ درصد آنها در مناطق شهری زندگی میکنند. خوی در پهنه تاریخهرچند که یافتههای باستانشناسی پیشینه سکونت انسان در دشت خوی را به ده هزار سال قبل میرسانند، اما آثار مکتوبی که در آنها نشانههایی از منطقه یافت شود مربوط به سنگ نوشتهها و گل نوشتههای سومری، آشوری و اورارتویی است. به گمان بسیاری پژوهشگران، منطقه «آراتتا»ی کتیبههای سومری، همان منطقهای است که چندقرن بعد در کتیبههای آشوری با نام «سانگی بوتو» (خوی، مرند و محال گونئی) از آن یاد شدهاست. وجود آثار درخشان تمدن اورارتویی با قدمتی سه هزار ساله در جای جای این سرزمین نشانی از کهنسالی آن دارد. در دوران اسلامی این سرزمین همیشه با نام «خوی» شناخته شده و نقشی بسزا در روند حوادث تاریخی داشتهاست. مورخان مسلمان و نیز سیاحان و سفرای فرنگی در سفرنامههای خود گزارشهای جالب و مبسوطی از اوضاع و احوال آن در ازمنه مختلف نگاشتهاند که در نوع خود جالب توجهند. نقش تأثیرگذار در جنگ سرنوشت ساز ترکان سلجوقی با امپراتوری روم در ملازگرد، پایگاه مقاومتهای سلطان شیردل جلال الدین خوارزمشاه در مقابل مغولان، میدان جنگ مشهور چالدران مابین قزلباشان صفوی و امپراتوری عثمانی، مرکز سوق الجیشی شاهزاده عباس میرزا در جنگهای ایران وروس در دورة قاجار از جمله آنهاست. مشاهیراز مشاهیر شهیر خوی میتوان این اسامی را برشمرد:
فرهنگ و زبانمردم شهرستان خوی به زبان ترکی آذربایجانی تکلم میکنند. مسلمان و شیعه مذهبند.آداب و رسوم آنان تلفیقی از آیینهای پیش از اسلام و اسلامی است. آیینهای پیش-اسلامی: عید نوروز (به ترکی: ایل بایرامی)، چهارشنبه سوری، شب چله (چیلله گئجهسی). عاشیقها (و یا همان اوزانهای قدیمی) نماد فرهنگ اصیل منطقه، هنوز نیز در زندگی مردم حضوری چشمگیر دارند و هرچند که بسیاری آداب و رسوم ملی در اثر زندگی نوینشده امروزی به ورطه فراموشی سپرده شدهاند ولی باز گاه گاهی در گوشه و کنار خصوصا در روستاها دیده میشوند. کوسا، سایاچی، آیین برداشت گندم (تاخیل)، عروسیهای پر دبدبه و مفصل، نامگذاری فرزندان، ختنه پسران (سنت)، طلب باران، روز قوچ رسم ننه تپه، رسم خضر نبی (خیدیر نبی) و... نمونههایی از این آیینهای در حال فراموشی هستند. آثار تاریخی- باستانی و جاذبههای طبیعیبرج شمس تبریزی: مدفن عارف شوریده حال و مراد مولای قونیه ـ دورة سلجوقی یا صفوی، پل خاتون (خاتین کؤرپوسو) ـ دوره حکومت دنبلیها، دروازه سنگی (قالا قاپیسی) ـ دوره ایلخانی، عمارت حکومتی ـ دوره قاجاریه، بازار سرپوشیده : که یکی از زیباترین و هندسی ترین بازارهای کشور محسوب میشود و با کاروانسراها و میدانهای متعدد یادآور روزهای پررونق اقتصادی به هنگام عبور جاده ابریشم (ایپک یولو) از خوی است و سبکهای معماری صفوی، دنبلی و قاجاری در آن دیده میشود. خانه کبیریها ـ دوره صفوی یا دنبلی، حمام محمدبیگ ـ دوره دنبلی، دبیرستان خسروی ـ دوره پهلوی، کنسولخانه روسیه، مساجد قدیمی مطلبخان، ملاحسن، شاه، حاجی بابا و خان ـ دوره قاجاری، کلیساهای سورپ سرکیس و ماهلازان، امامزاده سید بهلول از نوادگان امام علی النقی، مقبره آقا میر یعقوب، پل هوایی بزرگ قطور در محور مواصلاتی راه آهن آسیاـ اروپا، قلعه قهرمان حماسی آذربایجان کوراوغلو و چنلی بئل (کمره مهآلود) مشهورش در کوهی نزدیک پل قطور، قلعه بسطام(باسدام) در بخش چایپاره ـ دوره اورارتویی و دهها اثر کوچک و بزرگ دیگر. بارش متوسط سالیانه ۴۰۰-۳۰۰ میلی متری و وجود کوهستانهای برف گیر در چهار طرف شهر مناظر طبیعی زیبا و بکری را در دل این منطقه از کشور به وجود آوردهاست. خصوصا اواخر بهار و اوایل تابستان بهترین روزهای گردش و انتفاع از این موهبات الهی هستند. درههای سرسبز، کوهسارهای پرگل و حیات وحش نادر میتوانند نویدبخش لحظاتی آرام و لذت بخش به مردمان گریخته از دام ماشین و دود و سر و صدا باشند. تفرجگاه پئره، جهنم دره، قولو درهسی، ییلاق حاجی بیگ (حاجی بیگ یایلاغی)، قره دره، مامیشخان، قیریس، دامنههای کوه اورین و دهها چشمه جوشان از دل زمین تنها تعدادی از مکانهای طبیعی و دیدنی این شهرستان هستند. یکی دیگر از آثار دیدنی شهرستان خوی آرامگاه پهلوان نامی پوریای ولی است که در منطقه قاضی محلهسی قرار دارد. زیرساختهای فرهنگیخوییان از پیشگامان نهضت مشروطیت در آذربایجان و ایران بودهاند و این نیز برخاسته از پیشینه و ساختار فرهنگی شهر بودهاست. تاریخ ایجاد اولین مدرسه به شکل امروزین در خوی به سال ۱۸۸۰ میلادی و بهوسیله مسیونرهای آمریکایی میرسد. پس از آن نیز روشنفکران دلسوز محلی هریک با تلاش فراوان به ایجاد مدارس به سبک جدید اقدام کردهاند. همراه با این در آن دوران روزنامههایی چون اصلاح، برید شمال، شفق، مکافات و نجات منتشر میشدهاند و نقشی موثر در جهت دهی حرکت مردمی مشروطه طلبی داشتهاند. امروزه نیز در سطح شهر ۵ نشریه هفتگی «خوی، اورین خوی، ندای خوی، کوشا(ویژه نامه خوی) و فردای ما(ویژه نامه خوی)» منتشر میشوند که البته از لحاظ کمی و کیفی آنچنان در شأن فرهنگ و پیشینة پربار مطبوعاتی خوی نیستند. دانشگاه آزاد اسلامی با حدود ۵۳۰۰ دانشجو، دانشگاه پیام نور با حدود ۲۵۰۰دانشجو، دانشکده پرستاری، آموزشکده فنی و مهندسی، دانشکده علوم قرانی و حوزه علمیه نمازی از مراکز علمی ـ آموزشی شهر به شمار میآیند و دانشگاه دولتی خوی نیز در دست ساخت میباشد که امید میرود با ساخت و تکمیل آن تحولی شگرف در سطح منطقه به وجود آید. تولیدات کشاورزی
|
2 29 | |
![]() محمد پسر علی پسر ملکداد، ملقب به شمسالدین، یا شمس تبریزی (۵۸۲-پس از ۶۴۵ هجری قمری)[۱] از صوفیان مشهور سدهٔ هفتم هجری است. شهرت او بیشتر به خاطر آشنایی مولوی با اوست و دیوان غزلهای مولوی با نام کلیات شمس شناخته میشود. او از مردم تبریز بود. در مورد محل دفن وی دو فرضیه مورد بحث است. اولین فرضیه حکایت از دفن وی در شهر خوی در استان آذربایجان غربی دارد که شهرداری خوی از مدتها پیش در حال بازسازی محل دفن وی جهت آماده سازی بهتر برای بازدید عموم است، و فرضیه دوم که بعدها مطرح شدهاست و از سوی پژوهشگران مردود است حاکی از دفن وی در شهر تبریز است که این نظریه دور از ذهن میباشد. او اولین بار در سال ۶۴۲ ه.ق. به قونیه رفت و با مولانا دیدار کرد (درباره نحوه آشنایی این دو با هم روایات مختلف نقل شده). مریدان مولانا به دشمنی با شمس برخاستند و شمس ناگزیر از قونیه رفت و در سال ۶۴۳ به قونیه بازگشت و دوباره مورد آزار مریدان مولانا قرار گرفت تا سال ۶۴۵ که ظاهرا برای آخرین بار از قونیه رفت و ناپدید گشت. در مورد سرنوشت وی اطلاع دقیقی در دست نیست. از شمس اثری در دست نیست، مریدان سخنان وی را که در مجالس مختلف بر زبان آورده، گردآوری کردهاند که این اثر به نام «مقالات شمس تبریزی» معروف است. |



این سایت جهت معرفی روستای پیرکندی راه اندازی شده و استفاده ی دیگری ندارد باتشکر ازاهالی روستای پیرکندی